تبلیغات
اصطلاحات و مکالمات محاوره ای روز انگلیسی امریکایی
اصطلاحات و مکالمات محاوره ای روز انگلیسی امریکایی
معرفی کامل بروزترین و رایج ترین اصطلاحات انگلیسی امریکایی

اخرین اخبار و اطلاعیه های سایت

5- در صورتی که از طریق موبایل از سایت ما بازدید می کنین ، می تونین از نسخه کم حجم و مخصوص موبایل این سایت به ادرس زیر ، استفاده کنین:
Www.1000idioms.mihanblog.com/m

4- پست های مربوط به بهمن و اسفند 89 و فروردین 90 برای تکمیل و بازنویسی مجدد ، حذف شدن.

3- وب سایت رسمی ما افتتاح شد. برای دسترسی به وب سایت ما می تونین به این ادرس سر بزنین: Www.LBDictionary.com

2- لطفا تو اولین فرصت تو خبرنامه سایت عضو شین تا در صورت بروز مشکل برای این سایت ، از طریق ایمیل ادرس های جدید رو دریافت کنین.

1- از فروشگاه ما که جدیدترین و بهترین مجموعه های لیسنینگ شامل گفتگوهای slang و informal امریکایی ارائه شده، دیدن بفرمایین. برای دسترسی به فروشگاه اینجا کلیک کنید.

stay tuned with us

بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 16 شهریور 1393
سلام
متاسفانه وب سایت LBDictionary.com مدتی هست (ابتدای شهریور تا به الان) با مشکل تمدید دامنه از سوی مرکز ثبت دامنه رو‌به‌رو شده و مشخص نیست که این موضوع کی حل میشه (یا اصلن تمایل دارن که این موضوع رو حل کنن یا نه!).

قرار نیست تو آدرس جدیدی فعالیت داشته باشم. اگر مشکل برطرف شد همون جا در خدمت خواهم بود.

موفق باشید


ارسال توسط حامد
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 26 مهر 1390
ادامه ی کار ما رو می تونین تو وبسایت جدیدمون به نشانی www.LBDictionary.com دنبال كنید.
همچنین فن پیج ما رو به ادرس www.facebook.com/lbdictionary لایک کنید تا هیچ مطلبی رو از دست ندین. بسیاری از مطالب جالب و غیر قابل انتشار در سایت، بروی پیج قرارمیگیرن.


ارسال توسط حامد
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 مهر 1390

سلام به همگی

قبل از اینکه این پست رو شروع کنیم لازم میدونم یه چن کلوم حرف با شما دلبندان بزنم!

اول از اینکه این روزا تو بلاگ خیلی کم کارم معذرت از همگی.

هرجور شده بلاخره تونستم مطلبی رو اماده کنم.

و دوستانی که برام میل زده بودن یا پیام گذاشته بودن هم به خاطر اینکه نتونستم جوابشونو بدم واقعا معذرت می خوام. جواب اکثر دوستان رو به طرفت العینی! اماده کرده و براشون میل کردم.

 

مطلب دوم و مهم اینه که دیگه داریم کم کم رخت از این بلاگ بر می کشیم! نه اینکه دارم برای همیشه میرم نه! دارم این بلاگو به مقصد سایت بزرگ و رسمی مون ترک می کنم. فکر می کنم دیگه به اونجایی رسیدم که مطالبم بیشتر و بهتر دیده شه. برای همین فکر کردم دیگه بهتر بلاگ نویسی رو کنار بزارم.

ادرس سایت اینترنتی ما همونیه که قبلا گفتم. یعنی LBDictionary.com .

البته اگه الان وارد سایت شین میبینین که هیچی توش نیست که این به این خاطره که under construction ـه. فعلا سایت رو دادم دست یه طراح تا از لوگو و بنر و هدر گرفته تا تمپلتشو طراحی کنه. این طراحی یکم زمان میبره. طراح هم اقای رحیمی مدیر سایت blogskin.ir ـه که کلن ادم کار درستیه!

 

با اماده شدن سایت که دو سه هفته ای طول میکشه مطالب این بلاگ باز نویسی و ویراش میشن تا تو سایت جدید قرار بگیرن. این بلاگ هم دایورت میشه رو وب سایت تا اگه کسی وارد این بلاگ شد اتوماتیک هل بخوره تو سایت!

 

دیگه حرف خاصی نمی مونه جز اینکه بگم این کم کاری من تا اماده شدن سایت ادامه داره.

 

1- شنیدین تو این مسابقه ها وقتی سوالاتی از کسی می پرسن اگه اون فرد جواب سوال رو ندونه میگه "بعدی". تو انگلیسی هم Pass دقیقا همین کاربرد رو داره.

مثال:

A: what's the capital of Canada?

B: pass!

A: پایتخت کانادا کجاس؟

B: بعدی!

* لابد می خندین که شخص B چقده تعطیله که نمیدونه پایتخت کانادا ، تورنتوئه اما محض اطلاع پایتخت کانادا ، "اتاوا" ست (Ottawa) نه تورنتو !!

 

 

2- وقتی به مجری برنامه می خواین بگین یه راهنمایی کنه می تونین بگین:

Could you give me a hint, please?

Hint یعنی یه راهنمایی کوچیک که کمک کنه جواب اصلی رو حدس بزنین.

- give/drop sb a hint یعنی کسی رو برای جواب دادن سوالی راهنمایی کردن

 

 

3- واژه ی Lotto اشاره  داره به همون lottery (مسابقات بخت ازمایی) و Drawing هم یعنی قرعه کشی. Draw هم به عنوان اسم یعنی قرعه کشی و به عنوان فعل یعنی قرعه کشی کردن.

اصطلاح draw lots یعنی قرعه کشی کردن اما نه اون قرعه کشی مسابقات ، draw lots یعنی قرعه کشی کنین که مثلا کی فلان کارو بکنه (مثلا کی واسه بقیه غذا بخره) که اصطلاحا میگیم: "قرعه انداختن"

مثال:  we drew lots to see who would go first

 

 

4- televise  toیعنی پخش کردن چیزی تو تلوزیون. Telecast هم که تو انگلیسی امریکایی مطرحه هم با televise مترادفه. باید دقت داشته باشین که telecast بیشتر تو جمله های مجهولی (مفعول داریم و فاعل حذف شده – passive) میاد.

مثال: the lottery will be televised live on channel 5

مثال: the lottery will be telecast live on channel 5

" مسابقه بخت ازمایی از شبکه 5 به صورت زنده پخش خواهد شد"

 

 

5- دیدین گاهی تلوزیون یه برنامه هایی پخش می کنه که ظاهرا تبلیغاتی نیستن ولی در اصل یه برنامه ی کاملا تبلیغاتین! مثلا همین جشنواره های تابستانی کیش که چند وقت پیش مدام از تلوزیون پخش میشد. ظاهری شبیه به برنامه های تبلیغاتی نداشت و بیشتر شبیه مسابقات شبانه بود که از تلوزیون پخش میشد. اما در واقع این برنامه ها کاملا تبلیغاتی بوده و قبلا تمام و کمال با صدا سیما حساب شده! یا گاهی ممکنه ببینین که مثلا نحوه ی ساختن ماکارونی رو تو فلان کارخونه نشون میده که باز ظاهری شبیه برنامه های تبلیغاتی نداره و بیشتر یه جور حالت مستندگونه داره. به یه همچین برنامه هایی Infomercial گفته میشه.

 

 

6- اما گاهی وقتا یه برنامه هایی هستن که اونها هم تبلیغاتین اما نه به صورت بالا. مثلا صدا سیما به سفارش وزارت بهداشت یه برنامه ای رو میسازه که سطح بهداشت جامعه رو بالا ببره. طبیعتا این وزارت برای تولید این برنامه هزینه شو به صدا سیما پرداخت کرده اما این وزرات از این تبلیغات سود مادی نمی بره بلکه بیشتر منفعت و سلامتی مردم رو در نظر میگیره. به یه همچین برنامه هایی هم Public Service Announcement یا به اختصار PSA گفته میشه که هدفشون ارتقا فرهنگ ، بهداشت ، سلامی ، امنیت ... عام مردمه تا کسب درامد.

.

.

.

هفته ی گذشته پخش سریال بزرگ Terra Nova از شبکه ی فاکس روی انتن رفت و حتما خیلی از شما ها یا زنده! یا مث من این سریال رو دانلود کردین و دیدین.

هرگونه اظهار نظر در مورد این سریال که هنوز دو اپیزود بیشتر ازش پخش نشده ، کاملا بی اساسه! اینکه این سریال اصلن چی هست رو من ترجیح میدم نوشته های "میلاد" عزیز رو بخونین بهتر باشه:

 

 "اول از همه سریال ترانووا یک سریال خانوادگی، ماجرای و علمی و تخیلی است که از شبکه فاکس آمریکا پخش می شود. یکی از تهیه کنندگان این سریال استیون اسپیلبرگ معروف می باشد اما هدایت کننده سریال برانون براگا است که در کارنامه خود سریال ۲۴ را دارد. هزینه ۶۰میلیون دلاری ساخت پایلوت این سریال سر و صدای خیلی زیادی به پا کرد و آن را با فاصله ای قابل ملاحظه تبدیل به پرخرج ترین سریال تاریخ آمریکا کرد

داستان سریال در سال ۲۱۴۹ شروع می شود جایی که زمین بخاطر جمعیت بیش از حد و آلودگی بی حد و حصر بوجود آمده نفس های آخر خود را می کشد. در همین زمان دانشمندان شکافی را در محور زمان-فضا کشف می کنند که آنها را قادر می سازد تا  در خط زمانی موازی به ۸۵ میلیون سال قبل یعنی دوران کرتاسه سفر کنند و این برای نوع بشر شانسی است برای نجات او. خانواده “شنون” که نقش محوری را در سریال ایفا می کنند به دهمین گروه مهاجرین به “ترانووا” می پیوندند تا این شانس دوباره را برای خود و خانواده اشان تجربه کنند."

 

 

اما از فیلم های سینمایی هم که خب تو این مدت یعنی سه ماه تابستون خیلی شلوغ بازار بود. از فیلم های قدیم و جدیدی که دیدم:

 

1- The Brest Fortress: خود من یکی از موضوعاتی که شدیدا بهش علاقه دارم فیلمهایی با موضع جنگ جهانی و مشتقات اون! ـه.

این فیلم محصول کشور روسیه و برای سال 2010 ـه که روایت سربازان روسیه که به قول خودشون مردن ولی تسلیم ارتش المان نشدن. قصه ی فیلم در مورد یه دژیه که تعدادی زیادی روس همراه با خونواده هاشون اونجا زندگی می کنن. در پی حمله ی غافلگیر کننده ی المان ها به این دژ یه جنگ خونین و نابرابر بین روس و ژرمن ها رخ میده. البته بهتره بگیم یه مقاومت خونین از طرف روس ها و یه کشت و کشتار خونین از طرف المان ها.

کل داستان توسط فردی روایت میشه که اون زمان یه پسر بچه بود و طور معجزه اسایی تونسته بود جون سالم به در ببره.

این فیلم فوق العاده رو واسه اونایی که از دیدن فیلم saving private Ryan لذت بردن ، توصیه می کنم. به تصویر کشیدن صحنه هایی مثل حمله ی دست خالی روس ها با بیل و مشت و لگد به المانی ها! ، صحنه های واقعا دلخراش کشتار یا بهتره بگیم قتل عام وسیع المان از کودک یکی دو ساله گرفته تا افراد پیر و مسن ، وضعیت بسیار بد و زخمی شدن شمار زیادی از سربازان روسی باعث شده به فیلمی واقعا تمام عیار از وقایع واقعی جنگهای جهانی تبدیل شه.

اوج جلوه های ویژه ی فیلم قطعا صحنه رها شدن بمب دو تونی و انفجار اون تو این قلعه بود. موج انفجار حاصل از این بمب قوی که خیلی زیبا به تصویر کشیده بودن ، بیشتر بخش های این دژو با خاک یکسان می کنه.

 

2- Changeling: این فیلم از جمله فیلمای واقعا بی نظیریه که تا به حال دیدم. فیلمی با بازی زیبای انجلینا جولی که فکر کنم برای سال 2008 ـه که از روی یه داستان واقعی ساخته شده.

همه چی از گم شدن بچه ی خانوم Christine Collins شروع میشه. بحث گم شدن بچه ی این خانوم به کمک یه کشیشی به موضوع روز و مهم اون شهر تبدیل میشه و این پلیس شهر رو شدیدا تحت فشار قرار میده تا تو سریع ترین زمان ممکن این بچه یا احتمالا بچه دزد رو پیدا کنه. بعده حدود هفت ماه بلاخره پلیسی یه پسری رو که بسیار هم شبیه پسر Christine رو به عنوان بچه ی انجلینا بهش تحویل میده. اما حس مادری Christine خیلی قوی تر از این حرفاس که تو همون نگاه اول به بچه نفهمه که اون بچه ی خودش نیست. پس تصمیم میگیره که از پلیس به خاطر اینکه یه بچه ی دیگه رو پیدا کردن و زیر بار هم نمیرن که این یه بچه ی دیگه ایه و اونها اشتباه کردن ، با کمک مطبوعات و دوست کشیشش جوی رو علیه شون می سازه تا با تحت فشار قرار دادنشون بتونه اونها برای پیدا کردن بچه مجبور کنه. اما پلیس خوب میدونه که اگه قرار بود این بچه پیدا شه تو همین هفت ماهی که گذشت پیدا میشد و جست و جوی دوباره یه کار بیهوده ایه و همچنین با پیدا کردن این بچه پلیس در واقع یه وجه ی خوبی بین مردم شهر پیدا کرده بود و حالا هم نمی خواست این وجه اش دوباره خراب شه. پس پلیس هم بیکار نمی مونه و ادعا می کنه که چون خانوم Collins می خواد از زیر بار مسئولیت مادر بودن شونه خالی کنه و به دروغ داره میگه که اون پسرش نیست پس اونو دیوونه اعلام می کنه و ....

 

نه نگران نباشین. هنوز داستان قصه لو نرفته! این درواقع مقدمه ی فیلم این فیلم زیبا بود. به جرات می تونم بگم که این فیلم رو میشه تو دسته ی فیلم های شاهکار تاریخ قرار داد. به افرادی که به فیلم های تاثیر گذار اعتقاد دارن! توصیه می کنم.

 

3- Pirates of Caribbean 4: چهارمین شماره از فیلم دزدان دریای کارائیب هم اکران شد. و باز هم یه بازی زیبا از جانی دپ عزیز همیشه در اوج!

با سری فیلمای دزدان دریایی که اشنا هستین. پس من دیگه زیاد در موردش حرف نمیزنم.

 

4- Super 8: اون قدر رو تبلیغ این فیلم مانور دادن که بلاخره من یکی مجاب شدم که این فیلم رو ببینم. اصلن و ابدن در حد و اندازه ی تبلیغات و اون جملات قلمبه سلمبه نبود. هیچ حرف خاصی واسه گفتن نداشت. داستان فیلم هم از این قراره که یه چندتا چسون! تو یه جای متروکه دست به ساخت یه فیلم عاشقانه میزنن! مشغول ساختن این فیلمه تو همون جای متروک بودن که یهو یه قطار با یه ماشین تصادف می کنه و محموله ی قطار هم تو همون منطقه پخش میشه. پخش این ماده ی خطرناک باعث ظهور یه موجود عجیب تو اون منطقه میشه. دیگه خودتون میدونین ادامه ی این سری فیلمای تخـ**-تخیلی چی میشه. معمولا تو این جور فیلما ارتش میریزه و این موجودو از بین میبره. اما داستان این فیلم خیلی تخـ** تر از این حرفاس.

 

 

خسته شدم دیگه! بقیه فیلما بمونه واسه پست بعدی.

فعلن



ارسال توسط حامد
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 7 مهر 1390

سلام

 

تو این پست میخوام اصطلاحاتی که برام جالب بودن براتون بذارم امیدوارم شما هم مثل من از خوندنشون لذت ببرین پس بدون مقدمه

lets buckle down!

 

Kiss sbs a$$: to be very nice to sb in order to persuade them to help you or give you sth.

پاچه خواری کردن- کسی را خخخخخر کردن البته معانی نزیکتری هم براش داریم که بدلیل مسائل ادبی تربیتی از گفتنش صرف نظر کردیم!!!!


Richard always kisses the boss ass for promotion.

ریچارد همیشه پاچه خواری رئیسو میکرد که ترفیع بگیره



 

Kiss sth better: to take away pain of an injury by kissing it.


Come here baby and let me kiss your head better.

 کوچولو بیا اینجا سرتو بوس کنم زود خوب شه


Cut a tooth:

اینم یعنی دندون دراوردن

 


Move yo a$$: get yo a$$ in gear

بی ادبانه ترین عبارتی که میشه برای عجله کن یا بجنب استفاده کرد همین اصطلاحه که اگه بیننده ی فیلمای امریکایی باشین حتما تاحالا اینو شنیدین

 





Not sleep a wink = not get a wink of sleep

چشم رو هم نذاشتن

A: your eyes look swollen whats happened?

B; I didn’t sleep a wink last night, Id to cram for my math exam!


 

Kick sbs a$$ : to punish or defeat

تنبیه کردن – شکست دادن

معنی دوم بیشتر برای بازی ها به کار میره اما bring sb to their knees بیشتر برای جنگهای سیاسی کاربرد داره

if i dont get home fefore 9 pm mum absolutely will kick my ass 


Holding a grudge against sb:

از کسی کینه به دل داشتن

Helen holding a grudge against her boss because he gave her the axe without any reason and take the bread out of her mouth.


هلن از رئیسش کینه به دل داره چون بدون هیچ دلیلی اونو اخراج کرد و از نون خوردن انداختش

 


Hoof it: to go some where on foot

We hoofed it all the way to the university since we had no money to hail a cab.

مجبور شدیم کل راه رو پیاده بریم چون حتی پول برای تاکسی گرفتن هم نداشتیم

البته این اتفاقا تو مملکت ما که معمولیه و اصلا جای تعجب نداره که!!!!!!!!!!

 


Give sb the eye = eye sb up

To look at sb in a way that shows you find them sexually attractive.


He is definitely giving you the eye!



To make out: to kiss with much passion

Ted and Amber started making out at the stop light and didn’t realize that the light had turned green!!!!


Make out سه تا معنی دیگه هم داره

1) to manage

2) to understand or see with difficulty

It was so foggy I could barely make out the street signs.

3) to prepare a check or other payment.

Please make out a check for this month’s rent.

 


دم هر چی دختره گرم !

 روی هر چی پسره کم !!

کمر دشمناتون خم

الهی نبینین غم

گل دخترا روزتون مبارک



 


Break a leg!

mahtab



ارسال توسط مهتاب
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 3 مهر 1390

مقدمه:

حتما خیلیاتون بیننده ی سریال ایرانی ستایش و شخصیت حشمت فردوس و اون تیکه کلامش یعنی "افتـــــــــــاد؟!" هستین.

تو فارسی سه اصطلاح زیر تقریبا با هم مترادفن:

افتاد؟!  =  حالیته؟!  =  گرفتی؟!

خب حتما فهمیدین موضوع این پست چیه! فقط اینکه بین سه اصطلاحی فارسی ای که گفته شد یه تفاوتی هس و اونم اینه که دو اصطلاح "حالیته" و "افتاد" معمولا تو لحن ها عصبانی میاد ولی اصطلاح "گرفتی؟!" تو لحن معمولی (نه الزاما عصبانی) .

تو این پست من معادل "افتاد" و "حالیته" رو میگم. معادل گرفتی رو قبلا گفتم: got it?  = گرفتی؟

یه نکته:  ما got it? رو می تونستیم بگیم did you get it? اما باید یادتون باشه که تو محاوره میگن got it? و کمتر پیش میاد که جمله ی did you get it? رو بیارن.

با این مقدمه میریم سراغ پست امروز:

 

1- یکی از واژه های روز که سال های اخیر وارد محاوره و اسلنگ انگلیسی امریکاییه شده و به شدت هم رایجه Capisce ـه.

درواقع Capisce که معادل got it? محسوب میشه رو انتهای حرفمون میاریم تا از طرف مقابل بپرسیم متوجه حرفمون شده یا نه.

 به نظر من بهترین و دقیقترین ترجمه برای این اصطلاح اینه: "حالیته؟" یا "گرفتی؟"

به این خاطر که "حالیته" تو فارسی تو لحن معمولا خشن و عصبانی استفاده میشه و capisce هم دقیقا مث "حالیته؟" تو لحنی که حالت عصبانی داره ، میاد.

دقت داشته باشین که Capisce یه واژه ی ایتالیاییه و این اصطلاح تو ایتالیایی تلفظ میشه "کاپیشِی ( "kapishey")" ولی تو امریکایی میگن "کاپیش".

ضمنا capisce رو kapish هم می نویسن.

مثال:

A: ya betta get yo a$$ outta ma place befo I wring yo neck. capisce?

B: ya, capisce!

 

A: بهتره که گورتو از خونه ی من گم کنی قَبله اینکه گردنتو بشکنم. حالیته؟ (افتاد؟!)

B: اره، حالیمه!

 

 

2- sb is tripping: باز یه اصطلاح کاملا روز اسلنگ امریکایی. من به شخصه ترجمه اش می کنم: "کور خونده"

مثال: ken's tripping if he's thinks I'm going to lend him $500

" کین کور خونده اگه فک کرده که من بهش 500 دلار قرض میدم"

(به این خاطر جمله به زمان گذشته ترجمه کردم چون تو فارسی این طور جمله ها رو به زمان گذشته میگیم ولی تو انگلیسی به زمان حال)

 

این پست تموم شد فقط اینکه اگه تو عنوان پست دیده باشین این بخش اول پست های spoken slang بود. بازم قراره در مورد اصطلاحات اسلنگی که وارد محاوره شدن و البته خیلی هم زود محبوب شدن بنویسم.

 

Stay tuned for more cool stuff

Tabriz, Hamed

.

.

یارو زبونش می گرفته، می ره داروخونه می گه: آقا دیب داری؟

کارمند داروخونه می گه: دیب دیگه چیه؟

یارو جواب می ده: دیب دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره.
کارمنده می گه: والا ما تا حالا دیب نشنیدیم. چی هست این دیب؟
یارو می گه: بابا دیب، دیب!

طرف می‌بینه نمی فهمه، می ره به رئیس داروخونه می گه. اون می آد ‌می پرسه: چی می‌خوای عزیزم؟
یارو می گه: دیب!
رئیس می پرسه: دیب دیگه چیه؟
یارو می گه: بابا دیب دیگه. این ورش دیب داره، اون ‌ورش دیب داره.
رئیس داروخونه می گه: تو مطمئنی که اسمش دیبه؟
یارو می گه: آره بابا. خودم دائم مصرف دارم. شما نمی‌دونید دیب چیه؟
رئیس هم هر کاری می‌کنه، نمی تونه سر در بیاره و کلافه می شه... یکی از کارمندای داروخونه برای خود شیرینی می آد جلو و می گه: یکی از بچه‌های داروخونه مثل همین آقا زبونش می‌گیره. فکر کنم بفهمه این چی می‌خواد. اما الان شیفتش نیست.
رئیس داروخونه که خیلی مشتاق شده بود بفهمه دیب چیه، گفت: اشکال نداره. یکی بره دنبالش، سریع برش داره بیارتش.

می‌رن اون کارمنده رو میارن. وقتی می رسه، از یارو می‌پرسه: چی می خوای؟
یارو می گه: دیب!
کارمنده می گه: دیب؟
یارو: آره.
کارمنه می گه: که این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره؟
یارو: آره.
کارمند: داریم! چطور نفهمیدن تو چی می خوای؟!
همه خیلی خوشحال شدن که بالاخره فهمیدن یارو چی می خواد. کارمنده سریع می ره توی انبار و دیب رو میذاره توی یه مشمع مشکی و میاره می ده به یارو و اونم می ره پی کارش.

همه جمع می شن دور اون کارمند و با کنجکاوی می‌پرسن: چی می‌خواست این؟
کارمنده می گه: دیب!
می‌پرسن: دیب؟ دیب دیگه چیه؟
می گه: بابا همون که این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره!
رئیس شاکی می شه و می گه: اینجوری فایده نداره. برو یه دونه دیب ور دار بیار ببینیم دیب چیه؟
کارمنده می گه: تموم شد. آخرین دیب رو دادم به این بابا رفت!



ارسال توسط حامد
(تعداد کل صفحات:20)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

آرشیو مطالب
اختصاصی رادیو بیب
جستجوگر سایت
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
خبرنامه سایت
با عضویت در خبرنامه سایت از اخرین اخبار و همچنین ادرس های جدید ما در صورت بروز مشکل مطلع خواهید شد.





Powered by WebGozar

لینک دوستان

خرید شارژ

تفریح و سرگرمی

دانلود

قالب وبلاگ

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا