تبلیغات
اصطلاحات و مکالمات محاوره ای روز انگلیسی امریکایی - فهرست الفبایی اصطلاحات (فارسی)
اصطلاحات و مکالمات محاوره ای روز انگلیسی امریکایی
معرفی کامل بروزترین و رایج ترین اصطلاحات انگلیسی امریکایی

 

فهرست اصطلاحات (فارسی)

شما اگه اصطلاحی مد نظرتون هست می تونین از طریق موتور جستجو ی گوگل مخصوص این وب سایت که تو انتهای این صفحه قرار داده شده ، برای یافتن پست مربوط به اون اصطلاح ، استفاده کنین.

تهیه و تنظیم این فهرست رو دوست خوبمون "امیرحسین" انجام داده.

 

*** آ
آخه
آرومتر
آب خوردن
آب خنک خوردن
آب کردن جنس
آدم ضد حال/آینه دق/شادی نابود کن
آدم جلف/جواد
آره جون خودت
 
*** ا لف
ازکی تا حالا تو عاشق ... ِمن شدی؟
انگار که...
از شر چیزی/کسی راحت شدن
ازدست کسی یا چیزی ذله شدن
اهل چیزی بودن
این جور چیزا
امشبو چیکاره ای؟
آدم بی رحم
از کوره در رفتن
اونقدر بدم می آد...
اینجا رو باش
ادای کسی رو در آوردن
از کسی/چیزی شدیدا بیزار بودن / جون به لب شدن
این به اون در
از چیزی سیر شدن
اون آدمی نیست که...
اگه ... اسممو عوض می کنم
اون کار خوراکشه
اَه لعنتی
 
*** ب
بنال!
به بن بست خوردن
باحال بودن!
به رابطه خود پایان دادن
به بیان دقیقتر
بی حساب شدن
بی فایده است
به امید چیزی زنده بودن
به ته خط رسیدن
بیخیال شدن
بی خیال
به هم زدن رابطه عاشقانه
برو بابا (دست بردار!)
برو پی کارت
بزن بریم
بزن تو رگ
بزن به بدن
به جهنم
به کسی رفتن [از لحاظ ظاهری/اخلاقی]
به همین خیال باش
با کسی طرف شدن
برای کسی افت داشتن
به کسی مربوط نبودن
به هیچ وجه
با کسی در افتادن
 
*** پ
پاگذاشتن تو خونه / جایی
پیچوندن
پایه کاری بودن
پایه ای؟[هستی یا نه؟]
پایه ای؟
پا روی دم کسی گذاشتن
پیچوندن چیزی
پاچه خواری کردن
پیش دستی کردن
پاپوش درست کردن برای کسی (پرونده سازی علیه کسی)
 
*** ت
تسلیم نشو!
تا بعد [خداحافظی تلفنی]
تا اونجا که می دونم
تاوان دادن
تو منگنه گذاشتن
 
*** ح
حال کسی به هم خوردن از چیزی/ شخصی
حرف کسی رو به راحتی باور نکردن
حاشیه رفتن (طفره رفتن)
حق انجام کاری رو داشتن
حق کسی بودن
 
*** ج
جِر زدن
جایی [مکان/شخص] سرزدن (به دیدن کسی رفتن)
جیم شدن (غیب شدن کسی از جایی...)
جسارتاً
جا زدن کسی به جای دیگری
جنبه شوخی داشتن
جا خوردن
 
*** چ
چه از خود راضی
چه برسه به اینکه...
چیزی را به کسی انداختن/قالب کردن
چیزی رو زیر لب زمزمه کردن
چشم کسی دنبال چیزی بودن
چشم بسته به کسی اعتماد کردن
چطوره که...؟
چطور مگه؟
چطور جرأت می کنی همچین حرفی رو بزنی/کاری رو بکنی؟
چقدر بد... / چقدر بد شد که ... (حیف شد...)
چیز مهمی نیست
چرا که نه؟
چه بهتر!
چرخیدن به دور خود (کاری از پیش نبردن)
 
*** خ
خوشوقتم
خُب که چی؟
خیالی نیست
خوره چیزی بودن
خاک به سرم
خود را با چیزی وفق دادن/ سازگار کردن
خسته نباشی [کنایه از خرابکاری کردن]
خوش گذرونی کردن (نهایت لذت را از چیزی بردن)[با خرج کردن پول!]
خرج برداشتن
خیلی عجله دارم
خل شدی؟
خود را به خواب زدن
 
*** د
دور زدن بیهوده (گشتن بی هدف)
دنبال کسی بودن
در موقعیت خاصی قرار گرفتن
دست به سیاه و سفید نزدن
دست به سر کردن
دست رو دست گذاشتن
دست انداختن افراد (با تقلید رفتار)
داری سربه سرم می ذاری؟
دو دره کردن
دزدکی وارد جای شدن
دیگه به آخر خط رسیدم
در دراز مدت
در سختی به داد کسی رسیدن
دخل کسی رو آوردن
دمت گرم
 
*** ر
راه رفتن  رو اعصاب کسی (تحریک کردن کسی)
راه افتادن آب دهن
راست کار خودمه
رو دست کسی بلند شدن
 
*** س
سرکار گذاشتن(کسی رو ول معطل گذاشتن)
سردرگم شدن
سر به سر کسی گذاشتن
سخت نگیر [= مهلت بده]
سلام به روی ماهت
سلام رسوندن
 
*** ش
شوخی می کنی؟
 
*** ط
طفره رفتن
طاقت بیار و مرد باش
طاق شدن طاقت
 
*** ع
عقل کسی به چیزی قد ندادن (سر در نیاوردن از موضوعی)
 
*** ف
فکر کنم بهتره...
فوت و فن کاری رو دانستن
 
*** ق
قال گذاشتن
قلق کاری/چیزی رو به دست آوردن
قرار دادن چیزی در سر جای خودش[جای همیشگی اش]
قسر در رفتن


*** ک
کسی رو ترسوندن
کارم تمومه/ساخته اس
کم آوردن (گیر کردن)
کورکورانه حرف کسی رو قبول کردن
کاری برای کسی مناسب بودن
کسی رادنبال کردن[برای بازداشت کردن،تعقیب قانونی]
کسی را درگیر کاری/چیزی کردن
کسی رو سرکار گذاشتن
کاری/چیزی رو برای همیشه ترک کردن
 
*** گ
گفتنش آسونه اما...
گرایش داشتن به چیزی
گذاشتن به حساب ... [عملی از سر بی اطلاعی]
 
*** ل
لوس کردن بجه
لنگ موندن در کاری
 
*** م
ماستمالی کردن
موندم چیکار کنم
موندم چی بگم
مثل اینکه (انگار که...)
من چه می دونستم قراره تو چه هچلی بیفتم؟
منو مسخره خودت کردی؟
منو دست انداختی؟
منو دست ننداز
می فهمی چی می گم؟
مردونگی کن (یه لطفی کن...)
موافقت کسی رو جلب کردن
 
*** ن
نه بابا ! (بعیده که...)
نه من نه تو
نزدیک بودا...
نهایت تلاشتو بکن
 
*** هـ
همین یکی رو کم داشتیم
 
*** ی
یه دیقه دندون رو جیگر بذار/ یه ذره وایسا
یادگرفتن مطلبی با تکرار کردن آن [خرخونی]
یر به یر شدن
یه زمانی بود که....
یواشکی از جایی بیرون رفتن [= جیم شدن،در رفتن]
یکه خوردن (جا خوردن)
یه تخته اش کمه

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ