تبلیغات
اصطلاحات و مکالمات محاوره ای روز انگلیسی امریکایی - common idioms
اصطلاحات و مکالمات محاوره ای روز انگلیسی امریکایی
معرفی کامل بروزترین و رایج ترین اصطلاحات انگلیسی امریکایی

مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 24 تیر 1389


توجه!

دسترسی ساده به مطالب آموزشی ما در:
کانال آموزش زبان انگلیسی محاوره ای و Slang‌ امریکایی
https://telegram.me/joinchat/DhnnKz9eK3Y-KYiCRm-cng

با زدن join روزانه مطالب آموزشی بیشتری دریافت کنید
https://telegram.me/Slanguage



سلام

خیلی وقت بود که در مورد اصطلاحات رایج تو انگلیسی امریکایی چیزی ننوشته بودم.تو این پست یه تعداد اصطلاح و جمله و نکته نوشتم که خیلی بدردتون می خوره.قبلا گفتم بازم میگم که یاد گرفتن این اصطلاحا واجبه.سعی کنین انقدر مثالا رو بخونین تا از حفظ شین . اگه مشکلی بود حتما بهم بگین.

 

 

1) beat about the bush : طفره رفتن ، حاشیه رفتن

Stop beating about the bush and tell me what happened

 

2) did sara pick you up at the airport

سارا تو فرودگاه دنبالت اومد

نکته : pick sb up یعنی دنبال کسی اومدن و بردن (come and take sth or sb)

 

3) it’s no use : فایده ای نداره

I tried to persuade Alex that he’s mistaken but it was no use

سعی کردم الکس رو قانع کنم که اشتباه می کنه ولی فایده ای نداشت

 

4) do time : اب خنک خوردن (در زندان)

He’s done time for armed robbery

اون بخاطر سرقت مسلحانه ، تو زندان اب خنک ! می خورد.

 

5) what do you think of  new teacher

 نظرت راجب معلم جدید چیه ؟

 

6) I mean, you don’t want people goofing off all the time on company but I think, you know, a few, a half an hour with people having some fun, that in the long run you’d have more productive and happy employees.

 

نکته ها :1- اصطلاح goof off دقیقا معادل waste time ـه یعنی تلف کردن وقت . مثلا اگه در مورد کار کردن بکار بره یعنی اینکه شما بجای کار کردن دارین وقتتون رو به بطالت می گذرونین و از کار کردن طفره میرین.             2- in the long run یعنی: در دراز مدت

 

معنی جمله : من خوب می دونم که تو نمی خوای مردم دم به دم تو شرکت از کار کردن طفره برن اما من فکر می کنم تو خوب می دونی که اگه کمی ، نیم ساعت ، با افراد خوش مشربی کنی ، در دراز مدت کارمندانی شاد و مفید خواهی داشت .

 

7) excuse the mess : ببخشید که اینجا بهم ریخته ست

 

8) wet blanket : ادم حال گیر ، ادم ضد حال ، ایینه ی دق

Wet blanket : a person who spoils other people’s fun

 

9) it takes : نیاز داشتن ، لازم بودن

It takes a long time to learn a language

زمان زیادی لازمه که یه زبانی رو یاد بگیری

 

10) have what it takes : دارا بودن توانایی های لازم برای انجام کاری

You have what it takes to be a businessman

تو همه ی ویژگی های لازم برای تاجر شدن رو داری

 

11) are you nuts : خل شدی؟

 

12) I feel like I’ve been re-born : احساس می کنم که دوباره متولد شدم

13) we had great fun at the party : مهمونی خیلی خوش گذشت

 

14) take a joke : جنبه یا تحمل شوخی داشتن

The trouble with sara is she can’t take a joke

مشکل سارا اینه که اون جنبه ی شوخی نداره

 

15)

A : you’ve been reading my letters again , mom.what gives you the right to do so

B : well , I’m your mother and I believe I have the right to read your letters.

A : مامان باز که نامه هاموخوندی . به چه حقی این کار رومی کنی؟

B : خوب من مادرت هستم و معتقدم این حق رو دارم که نامه هات را بخونم .

 

نکته : have the right to do sth : حق انجام کاری رو داشتن

.

.

.

 



ارسال توسط حامد
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ