تبلیغات
اصطلاحات و مکالمات محاوره ای روز انگلیسی امریکایی - Oscar 2011
اصطلاحات و مکالمات محاوره ای روز انگلیسی امریکایی
معرفی کامل بروزترین و رایج ترین اصطلاحات انگلیسی امریکایی

مرتبه
تاریخ : شنبه 14 اسفند 1389


دسترسی ساده به مطالب آموزشی ما در:
کانال تلگرام آموزش زبان انگلیسی محاوره ای و Slang‌ امریکایی
https://telegram.me/joinchat/DhnnKz9eK3Y-KYiCRm-cng

با زدن join روزانه مطالب آموزشی بیشتری دریافت کنید
https://telegram.me/Slanguage



تو این پست می خوام در مورد واژه ی informal ـه "zap" بنویسم چون تو فیلما زیاد به گوشم خورده.

 

1- کشتن ، از بین بردن

البته واژه ی zap به هر نوع کشتنی نمیگن. Zap یعنی کشتن با سلاح های عجیب غریب (سلاح های نوری مثل سلاح های نابودگر لیزری)

 

2- از بین بردن

 

 شما تو فیلم های تخیلی دیدین که مثلا موجودات فرا زمینی با سلاح های عجیب و غریب و خصوصا لیزری ، افراد رو می کشن. به این کشتن های تخیلی ، zap گفته میشه.

مثال: the monster got zapped by a flying saucer

" دایناسور توسط بشقاب پرنده نابود شد"

نکته: نام علمی بشقاب پرنده ، UFO ست.

 

نکته: به این دستگاه های برقی که معمولا نزدیک در ورودی رستوران ها نصب میشه تا حشرات رو بکشه ( توسط نور ، حشرات رو جذب میکنه و بوسیله ی جریان الکتریسیته اونها رو پودر میکنه!) ، Zapper گفته میشه.

 

مثال: doctors are trying to zap tumor with high-voltage radiation

 " پزشکان در تلاشند تا تومور را توسط اشعه ی قدرتمندی از بین ببرند"

 

2- توسط کنترل یا ریموت تلوزیون ، از این شبکه به اون شبکه رفتن ، شبکه ها رو تغییر دادن ، بین شبکه های تلوزیون گشت و گذار کردن

مثال:

A: what are you doing?

B: nothing, I curl up on the couch and zapping through all the channels

B: هیچی ، لم دادم رو کاناپه و دارم شبکه ها رو اینور و اونور می کنم.

 نکته 1: curl up یعنی جایی نشستن یا دراز کشیدن به طوری که دستتون رو دور پاهاتون حلقه کرده و یه جور حالت خمیدگی (مث معتادا! بلا تشبیه!) به بدنتون بدین.

نکته 2: یه معنیه دیگه ی zapper اینه: ریموت تلوزیون

 

3- چیزی رو پختن با اشعه مثلا پختن چیزی تو دستگاه مایکروویو

مثال:zapping a chicken isn't as hard as I thought it would be

" پختن جوجه تو مایکرویو اونقدرا هم سخت نبود که من فکر می کردم.

.

.

.

 

علی عزیز پرسیده بود که اصطلاحات hush hush معنیش چیه.

hush hush : خود hush که همون معادل فارسی "هیس" ـه. hush hush هم یعنی یه چیز سری و سکرت. البته باید دقت داشته باشین که hush hush یه اصطلاح خیلی خودمونیه.

مثال: he's been in charge of some hush-hush military project yet

"اون تا به حال مسئول چندین پروژه ی نظامی بوده"

نکته: be in charge of sth یعنی مسئول چیزی بودن و put sb in charge of sth هم یعنی کسی رو مسئول کاری کردن



ارسال توسط حامد
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ