تبلیغات
اصطلاحات و مکالمات محاوره ای روز انگلیسی امریکایی - Bitter Coffee
اصطلاحات و مکالمات محاوره ای روز انگلیسی امریکایی
معرفی کامل بروزترین و رایج ترین اصطلاحات انگلیسی امریکایی

مرتبه
تاریخ : جمعه 17 تیر 1390
راه اندازی کانال تلگرام انگلیسی محاوره‌ای

برای نخستین بار در ایران آموزش انگلیسی محاوره‌ای و Slang امریکایی با مطالبی از اساتید امریکایی همراه با راهنمای جامع فارسی در کانال تلگرام ما به آدرس زیر:
https://telegram.me/joinchat/DhnnKz9eK3Y-KYiCRm-cng

آدرس کانال:
https://telegram.me/Slanguage



1- "دست گلت درد نکنه!" – " اخه چرا منو تو این موقعیت قرار میدین"

دو تا جمله مصطلح بالا از جمله های مشهور "قهوه تلخ" هستن!

حتما شنیدین کسی یه کاری رو اشتباه انجام میده یا یه سوتی میده یا ... ، به کنایه میگیم: "خسته نباشی!" یا به قول این فیلمه "دست گلت درد نکنه".

تو انگلیسی هم می تونین برای این مفهوم از nice move یا way to go استفاده کنین.

مثال: way to go Kim! Now we'll have to start all over again

" دست گلت درد نکنه کیم! حالا مجبور میشیم که دوباره از اول شروع کنیم"

 

مثال:

A: oh sh!t!  I've left my wallet at home

B: nice move!

A: لعنتی! کیف پولمو تو خونه جا گذاشتم.

B: خسته نباشی!

 

و اما در مورد عبارت دوم. "اخه چرا منو تو این موقعیت قرار میدین"

اوردن "اخه" نشونه ی حیرت و تعجب گوینده اس که بهترین معادلش on earth ـه. برای "موقعیت" تو انگلیسی کلی واژه هست اما منظور از "موقعیت" تو این جمله ، "موقعیت بده" یا اصطلاحا "تنگنا".

به نظر من spot می تونه بهترین و محاوره ای ترین واژه باشه. البته از bind هم می تونین استفاده کنین. خود spot به تنهایی به موقعیت بد یا دشوار گفته میشه. البته با اوردن صفت های مختلف می تونین بهتر بیان کنین که منظورتون از موقعیت بد دقیقا چه جور موقعیتیه یا تا چه اندازه بد.

Spot or bind: a difficult situation

پس:  "why on earth are you putting me in the/this spot"

 

* راستی ما یه put on the spot هم داریم که تقریبا به همین معنیه و اما دقیق ترش یعنی "قرار دادن کسی تو موقعیت دشوار (با پرسیدن سوال های سخت و دشوار یا سوال های خصوصی یا شخصی تو جمع یا درخواست انجام کاری از اونها)"

مثال: the interviewer's questions really put him on the spot

 

 

2- وقتی میگیم که مثلا "موندم چیکار کنم" یعنی سر درگمم که چیکار کنم یا حیرون موندم که چیکار کنم. برای "موندن" بهترین و دقیق ترین معادل "be at a loss" ـه که قبلا کمی در موردش نوشته بودم.

مثال: I'm at my wits end. I'm at a loss what to do.

"من یکی رسیدم ته خط . موندم که چیکار کنم"

-  be at one's wits end همون "ته خط رسیدن – به بن بست خوردن"

 

مثال: Police were at a loss to explain the reason for the boy's death

"پلیس در توضیح علت مرگ پسر بچه سردرگم بود"

 

مثال: I'm at a loss for words

"موندم که چی بگم"

.

.

خاموش شدی در من

درست مانند سیگاری نصفه

که پرت کرده باشند میان جوی    - ـ اتوبوسی بنام هوســـــ  ـ -



ارسال توسط حامد
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ