تبلیغات
اصطلاحات و مکالمات محاوره ای روز انگلیسی امریکایی - نویسنده جدید
اصطلاحات و مکالمات محاوره ای روز انگلیسی امریکایی
معرفی کامل بروزترین و رایج ترین اصطلاحات انگلیسی امریکایی

مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 17 شهریور 1390
راه اندازی کانال تلگرام انگلیسی محاوره‌ای

برای نخستین بار در ایران آموزش انگلیسی محاوره‌ای و Slang امریکایی با مطالبی از اساتید امریکایی همراه با راهنمای جامع فارسی در کانال تلگرام ما به آدرس زیر:
https://telegram.me/joinchat/DhnnKz9eK3Y-KYiCRm-cng

آدرس کانال:
https://telegram.me/Slanguage



سلام و عرض ادب

مهتاب ام . با ارائه مطالبی مثل formal IDM و slg و collocations و Toefl vocab و خلاصه هر مطلبی که به زبان انگلیسی ربط داشته باشه در خدمتتونم.

قصد دارم در ادامه ی هرپست به لغات تافل هم بپردازم امیدوارم که خوشتون بیاد

منتظر پیشنهادات و نظرات و انتقادهای سازنده شما هستم


Let's buckle down:


پست اول:

خب بیاین قبل  ازاینکه بریم سر اصل مطلب یه توضیح کوچولو واسه همین buckle down بدم

Buckle down: to start a work seriously

یعنی: کاری رو با جدیت تمام شروع کردن

احتمالا با دیدن این اصطلاح یاد buckle up افتادین که آقا حامد تو یکی از پستاش راجبش توضیح داده بود

یادتون اومد؟  یعنی کمربندتو ببند

خب فکر کنم دیگه این دو تا رو با هم اشتباه نگیرین

و اما ادامه موضوع که هیچ ربطی به این قبلیه نداره! یا به اصطلاح beside the point

 

Chris: Look out! Bob and Sara are at each others neck again

Mary: I knew all along that they don’t get along

Chris:  Why they don’t settle their differences peacefully?

Mary: beats me, I’ve had it up with their childish argues.

Chris: I guess sooner or later their marriage will be on the rocks. I go over to see if I could lend a hand.

Mary: ok, but, that sounds like a pipe dream!

هی اونجا رو! باب و سارا دوباره دارن دعوا میکنن

از اولش می دونستم اینا آبشون تو یه جوب نمی ره

خب چرا مثل آدم نمیشینن مشکلاتشونو حل کنن (چرا با صلح وآرامش مشکلاتشونو حل نمیکنن)

من چه میدونم من که دیگه واقعا از دست دعواهای بچگونه این دو تا خسته شدم

فکر کنم دیر یا زود زندگیشون از هم بپاشه.    برم ببینم کاری از دستم بر میاد

باشه ولی الکی امیدواری! / اینجا یعنی اینکه کاری از دستت بر نمیاد الکی امیدواری

نکات:                                                                                       

Be at each others neck: argue, quarrel, battle, fight

دعوا کردن

All along: all the time, for the beginning

از ابتدا یا از اول

یه نکته راجبه all along بگم بهتون راستش تا اونجایی که من مطالعه داشتم و بعضا تو فیلم هایی که تا حالا دیدم این اصطلاح رو بیشتر با فعل know  به کار میبرن مثل مثالی که براتون زدم I knew all along

از اولش میدونستم که .........

Beats me: I don’t know

Search me هم یه اصطلاح مترادف برای beats me ﻪ البته تا اونجایی که من میدونم beats me رایج تره

خب حالا با یک مثال چتورین

 

Mahtab: hey Derek why your girlfriend isn’t at the party?

Derek: search me! I expected her an hour ago.

 

Get along (with): to associate or work well with

کنار آمدن با – ساختن با

شاید اگر حالت منفیشو براتون معنی کنم بهتر متوجه ماجرا بشین they don’t get along with یعنی اینکه با هم نمیسازن یا آبشون تو یک جوب نمی ره

Sooner or later: eventually

Pipe dream: an unrealistic hope

امید واهی داشتن / الکی امیدوار بودن

 

So far, this site has been excellent for learning English language, I hope that the good luck continues.

 Best Regards:

Mahtab 


 

 

 

 

 

                                                                       

Meaning

example

meaning

Voc.Drills

بعد از اسکی بازی احساس می کنم اشتهای سیری ناپذیری  دارم.

After skiing, I find that I have a voracious appetite.

پرخور- سیری ناپذیر پر ولع

Voracious

پزشکان به خاطر استفاده بیرویه شان از آنتی بیوتیک مورد انتقاد قرار گرفتند.

Doctors have been criticized for their indiscriminate use of antibiotics.

فاقد تشخیس صحیح- بی رویه- کورکورانه- بی هدف

Indiscriminate

عموی من پزسک سرشناسی است.

My uncle is an eminent physician.

مشهور- برجسته- سرشناس

Eminent

پیتر غرق در کارش بود.

Peter was steeped in his work.

(با حرف اضافه in ) غرق شدن در- سرشار از- آکنده از

Steeped

این کتاب پر از نمودار است.

The book is replete with diagrams.

(با حرف اضافه with) پر از- مملو از- سرشار از

Replete

این جنگل پر از گوزن است.

The forests abound with deer.

فراوان بودن- به وفور/ فراوان داشتن-(با حرف اضافه in یا with) پر بودن از

Abound

دانش فنی برای آیندهبسیار مهم است.

Technology is very important for the future.

تکنولوژی- فناوری- فن شناسی

Technology

آینده ی امیدبخشی را پیش بینی می کنم.

I prognosticate a rosy future.

پیش بینی کردن- پیش گویی کردن

 

 

 

Prognosticate

 

 

 

 

 



ارسال توسط مهتاب
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ