تبلیغات
اصطلاحات و مکالمات محاوره ای روز انگلیسی امریکایی - !! Visitors Vs. The Authors
اصطلاحات و مکالمات محاوره ای روز انگلیسی امریکایی
معرفی کامل بروزترین و رایج ترین اصطلاحات انگلیسی امریکایی

مرتبه
تاریخ : شنبه 19 شهریور 1390

جمعه – روز – داخلی – پشت لپ تاپ – ساعت حول و حوش 8 صبح

به خاطر چندتا مراسم عروسی ای که اینجا برپا شده همه ی فک و فامیل و اقوام دور و نزدیک اینجا جمعشون جمه. منم هر چی لوازم الکترونیکی که احتمال داره دست چندتا بچه ی بی جنبه بیوفته من جمله همین لپ تاپ رو یه جایی که عقل شیطون نمیرسه قایم می کنم. تاریخ به صراحت نشون میده که بلایی (بلایایی) که این بچه ها به سرم اوردنو قول مغول با ایران نکرد!

خب اینا یعنی فعلا چند روز تعطیلی اینترنتی.

ساعت هشت صبح که تقریبا همه خوابن میرم سریع کیف لپ تاپو از زیر تخت (همون جایی عقل شیطون نمی رسید!) می کشم بیرون و کابل adsl رو وصل می کنم و سریع به پنل بلاگ سر می زنم تا ببینم همه چی رو به راهه یا نه.

خوب مث اینکه همه چی عالی و سر جاشه. مهتاب خانوم هم دیشب اولین پستشو فرستادن. پستی که قبلا در موردش بهم میل زده بودن.

یه چند تا نظرو می خونم و یه سری هم به جیمیل می زنم. خب مث اینکه همه چی ارومه!

مجدادا لپ تاپ رو می برم زیر تخت جا سازی کنم!

 

 

جمعه – روز – داخلی و خارجی! – تو خونه و بیرون! – ساعت 12 الی تقریبا 6 عصر

بازدید کننده ی گرامی این بخش به خاطر خصوصی بودن در دسترس نمی باشد!

 

 

جمعه – شب – داخلی – پشت لپ تاپ – ساعت نزدیک 1 بعده نصفه شب!

بد جور خسته ام اما سریع لپ تاپو میارم و دوباره کانکت میشم تا وضعیتو چک کنم.

طبق معمول وارد پنل میشم. می بینم یه چند نفر تو پستی با عنوان "خداحافظی" نظر دادن.

با دیدن خداحافظی یهو مغزم قفل می کنه!  به بلاگ سر می زنم ببینم چه خبره که با دو تا پست "خداحافظی" رو به رو میشم.

هنوز منگه منگم که چه خبر شده. به قول دوستمون کودتا شده!

پستارو می خونم ببین قضیه از چه قراره ولی چیز خاصی دسگیرم نمیشه.

ولی می دونم هر چیه از بخش نظرات داره اب می خوره!

نظراتو که چک می کنم می بینم که بله دو نفر به اسم های "المیرا" و "farniya" از بازدید کننده های نسبتا قدیمیه بلاگ حرفایی در مورد نویسنده ی جدید زدن...

.

.

خب این کل ماجرای دیروز بود.

کاری که از طرفین اصلن انتظارشو نداشتم. نه از اون دو تا بازدید کننده که واقعا نا منصفانه از مهتاب خانوم ایراد گرفتن و نه از مهتاب و امید که خیلی زود به خاطر حرف دو نفر کنار کشیدن.

البته امید و مهتاب عزیز واقعا لطف بزرگی کردن و نویسندگی تو بلاگو قبول کردن پس این حق کاملا براشون محفوظه که هر وقت دلشون خواست به هر دلیلی که عشقشون کشید نویسندگی تو این بلاگ رو کنار بزارن. پس حرفای من خدایی نکرده سوء تعبیر نشه.

اما این وسط چیزی که منو بیشتر ناراحت کرد حرفای اون دو بازدید کننده بود. واقعا انصاف نبود از کسی که هنوز یه پست بیشتر تو بلاگ نفرستاده بود بلافاصله ازش ایراد بگیرن یا حتی بهش توهین کنن.

کاری که این دو نویسنده تو بلاگ می کردن (و انشا الله که خواهند کرد!) واقعا چیزی جز لطف کردن و منت گذاشتن حداقل سر این بنده نبوده.

امید عزیز که با فرستادن اون فایل صوتی و نوشتن مکالمه های جالب و خوندنی قند تو دلم اب کرد که قراره چه اموزش های بزرگ و مفیدی تو این بلاگ ارائه بدیم. برای همه با هر سطح از اطلاعاتی که داره.

و مهتاب خانوم که بیشتر شرمنده اش هستم با اینکه خودشون یه بلاگ داشتن و می تونستن تو بلاگ خودشون که در مورد انگلیسی هم بود اونجا مطالب خوبشونو منتشر کنن اما این کارو نکردن.

واقعا نمیدونم چی بگم. شاید منم بودم و اینجوری غیر منصفانه ازم انتقاد می کردن یه لحظه هم نمی موندم.

من یکی بیشتر شرمنده ام و روم نمیشه که از امید و مهتاب عزیز یه بار دیگه تقاضا کنم که کارشونو تو بلاگ ادامه بدن اما می خوام ازشون خواهش بکنم که دلسرد نشن و لطف کنن و پیشنهاد بنده رو برای ادامه کارشون قبول کنن.

امیدوارم بقیه بازدید کننده ها هم با اعلام حمایتشون دو نویسنده ی خوب این بلاگ رو راضی کنن.

امیدوارم همه چی ختم به خیر شه.

.

.

ایضا دوستان ببخشن که این پست مطلب اموزشی نداشت! گفتم که اینجا شرایطم چه جوریه. سعی می کنم تا دو سه روزه دیگه بلاگو اپ کنم.



ارسال توسط حامد
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ