تبلیغات
اصطلاحات و مکالمات محاوره ای روز انگلیسی امریکایی - common american idioms
اصطلاحات و مکالمات محاوره ای روز انگلیسی امریکایی
معرفی کامل بروزترین و رایج ترین اصطلاحات انگلیسی امریکایی

مرتبه
تاریخ : یکشنبه 6 تیر 1389


توجه!

دسترسی ساده به مطالب آموزشی ما در:
کانال آموزش زبان انگلیسی محاوره ای و Slang‌ امریکایی
https://telegram.me/joinchat/DhnnKz9eK3Y-KYiCRm-cng

با زدن join روزانه مطالب آموزشی بیشتری دریافت کنید
https://telegram.me/Slanguage



سلام

تو این پست می خوام اون اصطلاحاتی رو معرفی کنم که تو مکالمات روزمره ی امریکایی بسیار پر کاربردن و محدود به سن خاصی نیستن و مطمئنم که شما اکثر معنی این اصطلاحات رو می دونین و یا حداقل یه بار تو فیلم ها به گوشتون خورده .البته فقط اصطلاح نیست ، سعی کردم جمله هایی رو که زیاد بکار میرن رو هم بیارم.

جا داره از همه ی اونایی که میان و نظر میدن تشکر کنم چون واقعا بهم دلگرمی میده.

البته از اینکه نمی تونم به وبلاگشون سر بزنم واقعا معذرت میخوام.چون با وجود امتحانات پایان ترم فشرده ای که دارم ، حتی به زحمت می تونم وبلاگ رو اپ کنم.شاید باورتون نشه ولی من مطالب وبلاگ رو بعد ساعت 12 شب می نویسم که حتی ممکنه تا 2 یا 3 نصفه شب طول بکشه.

اونایی که این وبلاگ رو لینک کردن هیچ ولی اونایی که صاحب سایت یا وبلاگی هستن (با هر تعداد بازدیدی) لطفا این وبلاگ رو که هدفش فقط اموزشه و بس ، با عنوان "اصطلاحات روز انگلیسی امریکایی" لینک کنن.

ضمنا من حامد متولد 67/11/1 (محض کادو خریدن و ...) و دانشجوی مهندسی عمران دانشگاه ازاد تبریز (اینم واسه قرار گذاشتن و دادن کادو و ...!) هستم(دیدن که رشتم مترجمی انگلیسی نیست)

 

1) Set sb back :  اب خوردن یا خرج برداشتن

the repairs will set you back over fifty dollars

 

 

2) Palm sth off  : اب کردن جنس

we have to find a way to palm this car off

 

 

3) Play possum : خود را به خواب زدن

Im sure your son is playing possum

 

 

4) The bastards have us cornered : حروم زاده ها (نامردها) ما رو تو منگنه گذاشتند

 

 

5) What happened to the poor guy? But I think it serves him right

سر او مرد بیچاره چی اومد؟ ولی فکر میکنم حقش بود

It serves sb right : حقت است

 

 

6) Put it down to bad luck

اینو بذار به حساب بد شانسی

 

 

7) we wouldn’t have got away with it

ما نمیتونیم ازش قسر در بریم

You cannot kill a man and get away with it

تو نمی تونی اون مرد رو بکشی و قسر در بری

Get away with sth : قسر در رفتن

 

8) What’s up?   چه خبر؟

 

 

9) Has nothing to do sb :  به کسی مربوط نبودن ، در کاری دخالتی نداشتن

what happened to your brother has nothing to do

اتفاقی که برای برادرتان افتاد به من هیچ ارتباطی ندارد

 

 

10) Whoop it up : رقص و شادی کردن،پایکوبی کردن

after their victory they were whooping it up all night long

 

 

11) By no means : به هیچ وجه

she’s by no mean poor ; in fact , she’s quite rich

 

 

12) Have enough of sth : از چیزی سیر شدن

I have enough of going to English classes

 

 

13) Bump sb off : دخل کسی رو اوردن

they bumped him off near his house

 

 

14) I always a very short deadline with a lot of work to do

من همیشه کلی کار دارم که باید تو مدت زمان کمی انجامش بدم

short deadline  : مدت زمان کمی برای انجام دادن کاری داشتن

 

 

15) What do you enjoy talking about

دوست داری در چه موردی صحبت کنیم

 

 

17) How did you come to this conclusion

چطوری به این نتیجه رسیدی؟

 

18)

A: May I make a suggestion?

      B: by all means

A: میتونم یک پیشنهادی کنم؟

      B: خواهش می کنم (حتما بفرمائید).

 

 

It’s none of your business (19

به تو مربوط نیست

Mind your own business

سرت بکار خودت باشه ، فضولی نکن

 

 

For a moment, I was completely taken aback by her request (20

برای یك لحظه از تقاضائی كه از من كرد جا خوردم

Taken aback: جا خوردن ، یکه خوردن



ارسال توسط حامد
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ