اصطلاحات و مکالمات محاوره ای روز انگلیسی امریکایی
معرفی کامل بروزترین و رایج ترین اصطلاحات انگلیسی امریکایی

مرتبه
تاریخ : جمعه 27 اسفند 1389
توجه!

دسترسی ساده به مطالب آموزشی ما در:
کانال آموزش زبان انگلیسی محاوره ای و Slang‌ امریکایی
https://telegram.me/joinchat/DhnnKz9eK3Y-KYiCRm-cng

با زدن join روزانه مطالب آموزشی بیشتری دریافت کنید
https://telegram.me/Slanguage



1- اصطلاح run circles around sb یعنی کاری رو بهتر و سریع تر از دیگری انجام دادن که معادل خودمونیش میشه: "رو دست کسی بلند شدن"

مثال: I used to beat my son at chess but now he runs circles around me

" من قبلنا پسرمو تو شطرنج شکست میدادم اما الان اون رو دست من بلند شده"

نکته ها:

a: شما می تونین بجای Circles از rings هم استفاده کنین

b: beat یعنی defeat یعنی شکست دادن. البته باید دقت داشته باشین که مفهوم دقیق beat یعنی "امتیاز بیشتری نسبت به شخص یا گروه دیگه ای بدست اوردن" پس نمیشه beat رو در مورد جنگ به معنی شکست دادن بکار برد!

c: یه عبارت مصطلحی وجود داره که خیلی شبیه run circles around ـه و اون اینه: run around in circles که معنیش اینه: "دور خود چرخیدن" ، "کاری از پیش نبردن"

مثال: we're just running in circles

" ما فقط داریم دور خودمون می چرخیم"   »»» که البته شما می تونین Around رو هم بکار نبرین.

 

2- make the most of sth یعنی نهایت استفاده و بهره رو از چیزی بردن

مثال: the nice weather won't last long, so make the most of it

" هوا به این نازی! زیاد دووم نمیاره (زیاد به درازا نمیکشه) ، پس حداکثر استفاده رو ازش بکنین.

نکته: last long: last یعنی طول کشیدن ، دوام داشتن و last long هم یعنی زیاد طول کشیدن ، زیاد دوام داشتن

 



ارسال توسط حامد
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 25 اسفند 1389
توجه!

دسترسی ساده به مطالب آموزشی ما در:
کانال آموزش زبان انگلیسی محاوره ای و Slang‌ امریکایی
https://telegram.me/joinchat/DhnnKz9eK3Y-KYiCRm-cng

با زدن join روزانه مطالب آموزشی بیشتری دریافت کنید
https://telegram.me/Slanguage



1- give sb hell دو تا معنی رایج داره:

a: زندگی رو به کام کسی تلخ کردن ، زندگی رو واسه کسی جهنم کردن

مثال: he used to give his mother hell when he was a teen

" اون وقتی که نوجوون بود ، زندگی رو واسه مادرش جهنم کرده بود"

نکته: teen یه slang رایجه که از واژه ی teenager گرفته شده و الان هم تو لیست سیاه فیلترینگ ایرانه!

 

b: کسی رو دعوا کردن ، سرزنش کردن

مثال: dad will give us hell when he sees this mess

" بابا اگه این بهم ریختگی رو ببینه دعوامون می کنه"

 

 

2- اگه یادتون باشه من یه پست در مورد اصطلاحات مربوط به Deal نوشتم اما تو این پست می خوام در مورد یکی از معانی خود Deal بنویسم که شاید بعضیا باهاش مشکل داشته باشن. Deal از این جهت واژه ی مهمیه که تو کشور مصرف گرایی مثل امریکا یه واژه ی بسیار پرکاربرد محسوب میشه. اگه راتون به این کشور بیوفته ، بارها و بارها با این واژه رو به رو میشین.

ببینین معادل دقیقی برای Deal تو فارسی نیست. برای همین باید تو چند جمله توضیح بدم. Deal یعنی توافق بر سر قیمت کالا به طوری که به نفع طرفین باشه (یعنی قیمت مناسب یا بهتر بگم قیمت کم یا ارزون)

مثال:I got a good deal on this cell

عبارت بالا میگه که من قیمت موبایل رو مناسب دیدم (به قیمت ارزونی با فروشنده به توافق رسیدم) و اونو خریدمش.

 

مثال: فرض کنین که دارین میرین به یه فروشگاه اونجا ممکنه موقع قیمت کردن کالاها ، فروشنده بهتون بگه : you can't find a good/better deal anywhere

فروشنده داره به شما میگه که هیچ جا این جنسا رو با این قیمت خوب (منظور ارزون) نمیتونی پیدا کنی.



ارسال توسط حامد
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 18 اسفند 1389


توجه!

دسترسی ساده به مطالب آموزشی ما در:
کانال تلگرام آموزش زبان انگلیسی محاوره ای و Slang‌ امریکایی
https://telegram.me/joinchat/DhnnKz9eK3Y-KYiCRm-cng

با زدن join روزانه مطالب آموزشی بیشتری دریافت کنید
https://telegram.me/Slanguage



سلام

مطالب این پست هم نسبت به هم چندان بی ربط نیستن. هرچی به ذهنم میومد نوشتم. این پست کمی طولانیه که امیدوارم خسته تون نکنه.

 

 

1- go Dutch : دنگی حساب کردن ، هرکس سهم خود رو پرداخت کردن

A: how about having lunch in a Chinese restaurant?

B: great idea but let's go Dutch

A: چطوره ناهار رو تو رستوران چینی بخوریم

B: فکر خوبیه ولی دنگی حساب کنیم.

 

 

2- somebody's treat : مهمون کسی بودن

مثال: let's go out for dinner, my treat

" بیا شام رو بریم بیرون- مهمون من هستی (به حساب من)"

 

 

3- sth be on sb : به حساب کسی بودن

مثال: dinner's on me tonight

" امشب شام به حساب منه (مهمون من هستین)"

 

مثال:

A: here comes the waiter with the bill. I'll pay

B: no, it's out of the question. The bill's on me today

A: گارسن داره با صورت حساب میاد. من پرداخت می کنم

B: نه غیر ممکنه. امروز صورت حساب پای منه

نکته:

1- out of the question : یعنی impossible

2- here comes somebody : وقتی استفاده می کنیم که ببینیم کسی داره میاد پیشمون

 

 

4- go fifty-fifty on sth : (هزینه ی چیزی رو) پنجاه پنجاه حساب کردن

مثال:

A: did jim pay for dinner?

B: no, I didn't let him. We went fifty-fifty

A: جیم پول شام رو حساب کرد؟

B: نه نذاشتم. پنجاه پنجاه حساب کردیم.

 

 

5- grub : یه واژه ی خودمونی به معنی "غذا"

 

 

6- eats : معادل دقیقشو تو فارسی داریم: "خوردنی" (غذای سبک)

 

 

7- come up : اینو پیشخدمت رستوران ها بعد از اینکه سفارشتون رو گرفتن میگن که کاربردش به این صورت: coming right up که right رو هم میشه بکار نبرد.

A: two martinis, please

B: comig right up

A: دو تا مارتینی لطفا

B: الساعه اماده میشه (الساعه براتون میارم)

 

 

8- grab : اینو تو فیلما خیلی زیاد می شنوین. Grab یه واژه ی خودمونیه به معنی "خوردن یا نوشیدن"

مثال: let me grab a cup of coffee first

" بذار اول یه فنجون قهوه بخورم"

 

مثال: let's grab a bite to eat before we go

" بیا قبل از این که بریم یه چیزی بخوریم"

نکته: a bite to eat یعنی مقدار کمی غذا که to eat رو هم معمولا بکار نمی برن.

 

 

9-

A: can I have soda, please

B: sorry. We're out of soda

نکته:

1- soda به هر نوع soft drink ای گفته میشه یعنی هر نوع نوشیدنی بدون الکل که معدل فارسیش میشه "نوشابه"

2- be out of sth هم یعنی تموم کردن. We're out of soda یعنی نوشابه مون تموم شده

 

 

10- eatery یه واژه ی informal برای "رستوران" یا هر نوع محل غذاخوری

 

 

11- chow یه واژه ی slang برای "غذا" ست. Chow به عنوان فعل هم یعنی "خوردن" که باید دقت داشته باشین که به صورت chow down بکار میره.

مثال: the children's chowing down to a pepperoni pizza

"بچه ها دارن پیتزا پپرونی می خورن"

 

 

12- scarf ، bolt down و snarf down هم یعنی با ولع خوردن

مثال: don't bolt down you food

" غذاتو اینقدر با ولع نخور"

 

 

13- be on the house : برخی باشگاه ها، هتل ها ، بارها و ... هستن که به صورت رایگان نوشیدنی و غذا در اختیار مشتری های خودشون قرار میدن. وقتی صاحب اون باشگاه یا هتل یا ... بهتون گفت که این غذاها on the house هستن یعنی مجانی ان یا به قول ما ایرونیا "صلواتیه" !

 

 

14- starve : واژه ایه که تو گفتگوهای روزمره خیلی شنیده میشه و یه واژه ی خودمونیه. I'm starving یعنی دارم از گرسنگی میمیرم ، گشنمه

 

 

15- من یه نکته ای رو فهمیدم که تو دانشگاه ها (امریکایی) به این بوفه های خودمون میگن cafeteria و به سلف دانشگاه هم میگن buffet (به تلفظش دقت کنین – بفی)

 

 

16- gourmet (گورمی نه گورمت): به غذاهای خوشمزه و با کیفیت گفته میشه. اصولا تو کشورهای غربی همیشه رستوران ها اصرار دارن که بگن غذاشون gourmet ـه و فست فود نیست. بر عکس ایران که طرف با فونت شونصد رو تابلو می نویسه: "fast food" !

 

 

17- dip : یعنی فرو کردن چیزی تو یه چیز دیگه! چی گفتم من!

ببینین ممکنه یکی از علاقه مندی های شما خوردن چیپس و ماست باشه. به عمل فرو کردن چیپس تو ماست ، dip گفته میشه. البته dip به عنوان اسم هم بکار برده میشه که تو اینجا ماست نقش dip رو داره.

تو بیشتر کشورها dip به صورت جداگانه فروخته میشه. مشهوترینشم salsa اس که یه نوع سس مکزیکیه و ترکیبی از پیاز، گوجه فرنگی ، فلفل خورد شده و لیمو و سایر چیزاست که معمولا هم با tortilla (چیپس ذرت مکزیکی – خونده شه تورتیا نه تورتیلا) نوش جان می کنن!

Double dip هم یعنی چیزی رو یه بار بزنید توی dip و گازش بزنین و دوباره سر گازی رو بزنین توی dip این کار تو فرهنگ امریکایی یه کار خیلی زشت و قبیحیه.

.

.

.



برای خوندن ادامه ی مطلب اینجا کلیک کنید
ارسال توسط حامد
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 17 اسفند 1389


دسترسی ساده به مطالب آموزشی ما در:
کانال تلگرام آموزش زبان انگلیسی محاوره ای و Slang‌ امریکایی
https://telegram.me/joinchat/DhnnKz9eK3Y-KYiCRm-cng

با زدن join روزانه مطالب آموزشی بیشتری دریافت کنید
https://telegram.me/Slanguage


در مورد tell دو تا نکته ی جالب و بدرد بخور هست که من اینجا معرفیشون می کنم:

- یکی از مفاهیم tell اینه: قانع کردن ، قبولاندن که به صورت tell oneself بکار میره:

 

مثال: I've tried so hard to tell myself that you're gone anymore

" خیلی سعی کردم که خودمو قانع کنم که تو دیگه رفتی"

 

مثال: I kept telling myself that it wasn't my fault

" مدام سعی می کردم که به خودم بقبولونم که اون تقصیر من نبود"

 

- مفهوم دیگه ی tell اینه: معلوم بودن ، مشخص بودن  که به صورت can tell رایج تره:

مثال:

A: I'm from Iran

B: I can tell by your accent!

A: من ایرانیم

B: از لهجتون معلومه!

 

مثال: it's hard to tell what she's thinking about

" معلوم نیست که اون داره به چی فکر می کنه"

 

مثال: this cell is Chinese made, of course you can tell by it's voice quality!

 این موبایل ساخت چینه ، البته از کیفیت صداش معلومه!



ارسال توسط حامد
مرتبه
تاریخ : شنبه 14 اسفند 1389


دسترسی ساده به مطالب آموزشی ما در:
کانال تلگرام آموزش زبان انگلیسی محاوره ای و Slang‌ امریکایی
https://telegram.me/joinchat/DhnnKz9eK3Y-KYiCRm-cng

با زدن join روزانه مطالب آموزشی بیشتری دریافت کنید
https://telegram.me/Slanguage



تو این پست می خوام در مورد واژه ی informal ـه "zap" بنویسم چون تو فیلما زیاد به گوشم خورده.

 

1- کشتن ، از بین بردن

البته واژه ی zap به هر نوع کشتنی نمیگن. Zap یعنی کشتن با سلاح های عجیب غریب (سلاح های نوری مثل سلاح های نابودگر لیزری)

 

2- از بین بردن

 

 شما تو فیلم های تخیلی دیدین که مثلا موجودات فرا زمینی با سلاح های عجیب و غریب و خصوصا لیزری ، افراد رو می کشن. به این کشتن های تخیلی ، zap گفته میشه.

مثال: the monster got zapped by a flying saucer

" دایناسور توسط بشقاب پرنده نابود شد"

نکته: نام علمی بشقاب پرنده ، UFO ست.

 

نکته: به این دستگاه های برقی که معمولا نزدیک در ورودی رستوران ها نصب میشه تا حشرات رو بکشه ( توسط نور ، حشرات رو جذب میکنه و بوسیله ی جریان الکتریسیته اونها رو پودر میکنه!) ، Zapper گفته میشه.

 

مثال: doctors are trying to zap tumor with high-voltage radiation

 " پزشکان در تلاشند تا تومور را توسط اشعه ی قدرتمندی از بین ببرند"

 

2- توسط کنترل یا ریموت تلوزیون ، از این شبکه به اون شبکه رفتن ، شبکه ها رو تغییر دادن ، بین شبکه های تلوزیون گشت و گذار کردن

مثال:

A: what are you doing?

B: nothing, I curl up on the couch and zapping through all the channels

B: هیچی ، لم دادم رو کاناپه و دارم شبکه ها رو اینور و اونور می کنم.

 نکته 1: curl up یعنی جایی نشستن یا دراز کشیدن به طوری که دستتون رو دور پاهاتون حلقه کرده و یه جور حالت خمیدگی (مث معتادا! بلا تشبیه!) به بدنتون بدین.

نکته 2: یه معنیه دیگه ی zapper اینه: ریموت تلوزیون

 

3- چیزی رو پختن با اشعه مثلا پختن چیزی تو دستگاه مایکروویو

مثال:zapping a chicken isn't as hard as I thought it would be

" پختن جوجه تو مایکرویو اونقدرا هم سخت نبود که من فکر می کردم.

.

.

.

 

علی عزیز پرسیده بود که اصطلاحات hush hush معنیش چیه.

hush hush : خود hush که همون معادل فارسی "هیس" ـه. hush hush هم یعنی یه چیز سری و سکرت. البته باید دقت داشته باشین که hush hush یه اصطلاح خیلی خودمونیه.

مثال: he's been in charge of some hush-hush military project yet

"اون تا به حال مسئول چندین پروژه ی نظامی بوده"

نکته: be in charge of sth یعنی مسئول چیزی بودن و put sb in charge of sth هم یعنی کسی رو مسئول کاری کردن



ارسال توسط حامد
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic