اصطلاحات و مکالمات محاوره ای روز انگلیسی امریکایی
معرفی کامل بروزترین و رایج ترین اصطلاحات انگلیسی امریکایی

مرتبه
تاریخ : شنبه 31 اردیبهشت 1390


توجه!

دسترسی ساده به مطالب آموزشی ما در:
کانال آموزش زبان انگلیسی محاوره ای و Slang‌ امریکایی
https://telegram.me/joinchat/DhnnKz9eK3Y-KYiCRm-cng

با زدن join روزانه مطالب آموزشی بیشتری دریافت کنید
https://telegram.me/Slanguage



این پست رو اختصاص دادم به یه تعداد اصطلاح جالب و صد البته رایج در مورد روابط بین دخترا و پسرا (و ایضا زن و شوهر!). البته این همش نیست. تو پست های بعدی بیشتر در این مورد می نویسم.




1- be in the doghouse:

این اصطلاح slang رایج در مورد روابط بین دختر و پسر (و البته زن و شوهر نیز هم! – منظورم از پسر و دختر همون دوست پسر دوست دختره!) بکار میره و من تو فیلما خیلی زیاد شنیدم. وقتی شما میگین کهin the doghouse هستین یعنی شما یه کار اشتباهی کردین که باعث شده رابطه ی بین شما و دوست دختر/زن تون شکر اب شه (البته رابطه هنوز بهم نخورده و فقط در حد یه کدورت کوچولوه!) .

مثال:I'm in the doghouse for forgetting Valentine's Day

" من رابطه ام با دوست دخترم به خاطر فراموش کردن روز ولنتاین ، شکر اب شده"



2- اصطلاح بعدی seeing ـه.

حالا این Seeing یعنی چی؟

Seeing یعنی داشتن رابطه ی عاشقانه با کسی اما دقیقا از چه نوعش؟!!

Seeing بیشتر به اون نوع از رابطه بین دو فرد اشاره داره که به اون صورت جدی نیست. مثلا فرض کنین یه پسر و دختری تو دانشگاه حالا به خاطر همکلاسی بودن یا هرچی با هم سلاملیک دارن و هر از گاهی اگه موقعیت مناسب بود و حراست هم سرش شلوغ! دور هم یه لاسی هم زنن!! به بیان بهتر! این دو تا حدودی به هم علاقمند هستن و تا حدودی باهم رابطه دارن اما این رابطه تا اون حد قوی و جدی نیست که بگیم این دو فرد با هم دوست پسر دوست دختر هستن. این نوع رابطه رو میگیم seeing

مثلا اگه گفتین I'm just seeing her یعنی من با اون دختر تا حدودی رابطه دارم اما نه تا اون حد که با هم رابطه ی عاشقانه (Date) داشته باشیم.

بعد من یه عبارت دیگه ای هم شنیدم. مثلا شخصی می گفت:

Are you seeing anybody right now?

با توجه به موقعیت جمله باید منظورش این باشه که "در حال حاضر کسی رو زیر سر داری یا کسی هست که تا حدودی باهاش رابطه داری (و دوست داشته باشی که این رابطه رو بیشتر کنی در حد یه gf و bf !)



3- be in the rocks : یعنی به خاطر نداشتن تفاهم ، با کسی مشکل داشتن به طوری که عنقریبه که به جدایی بکشه!

In the doghouse میگه شما با همسرتون مشکل دارین چون یه کار اشتباه نه چندان جدی ای مرتکب شدین مثلا سالگرد ازدواج رو فراموش کردین یا روز تولدشو یا ... اما in the rocks شدتش بیشتره و میگه کلا با همسرتون مشکل دارین و به خاطر نداشتن تفاهم ابتون تو یه جوب نمیره.

مثال: I'm afraid bob's marriage is on the rocks

" متاسفم که زندگی باب داره از هم میپاشه"



4- وقتی رابطه ی بین یه دختر و پسر سرد بشه ، از distant استفاده میشه.

Distant: بی رغبت یا کم رغبت

مثال: Alice sounded very distant on the phone

"الیس پای تلفن خیلی کم رغبت به نظر میومد"

البته distant فقط در مورد روابط عاشقانه بکار نمیره. میشه از اون برای روابط دوستانه یا خانوادگی هم استفاده کرد.

مثال:jeff's been kind of distant lately

" اخیرا جف کمی کم رغبت شده (نسبت به روابط دوستانمون)



5- یه دختر و پسر بعده یه مدت دوستی ممکنه اون شور و هیجانشون نسبت به هم کم شه و دیگه مثل سابق توجهی به اون صورت به رابطه شون نداشته باشن. برای یه چنین حالتی از stale استفاده میشه که البته به صورت go stale رایج تره.

فرق stale و distant در اینه که distant میگه طرفین توجهشون به رابطشون کم شده چون ممکنه یه دوست جدید پیدا کرده یا یه دلخوری ای پیش اومده اما stale میگه کلا اون میل جنسی نسبت به هم فروکش کرده! و اون شور و هیجان نیز هم!! ((نه اینکه الزاما مشکلی پیش اومده باشه)

نکته: تمامی این اصطلاحات که من در مورد دختر و پسر گفتم ، در مورد زن و شوهر هم صدق می کنه.

مثال: after two years, their marriage began to go stale

" بعده دو سال ، رابطه ی زناشوییشون رو به سردی گرایید! (خب چی بگم؟!!)"



6- go out : این یکی خیلی خیلی رایجه. وقتی میگین که مثلا they've been going out for six months یعنی اونا واسه شش ماهه که باهم رابطه (عاشقانه) دارن.



7- Split up: از هم جدا شدن

مثال: my parents split up when I was three

" وقتی سه سالم بود ، والدینم از هم جدا شدن (طلاق گرفتن)"



8- dump : قبلا گفتم ولی محض یاداوری ، یعنی "با معشوقه ی خود بهم زدن" (= break up)



9- Ask out: وقتی شما میگین I want to ask out that girl یعنی اینکه می خواین از دختره درخواست کنین که باهاتون دوست شه یه به عبارتی باهاتون رابطه داشته باشه.

مثال: I'm too shy to ask her out



10- have a good/happy marriage یعنی ازدواج موفقی داشتن یا زندگی موفقی داشتن. Have along marriage هم یعنی زندگی/ازدواج با دوامی داشتن (خدا رو شکر که به خوبی و خوشی این پست ختم شد!)

مثال: my parents had a long and happy marriage

 

Stay tuned for more cool stuff

meet again soon

Hamed



ارسال توسط حامد
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 25 اردیبهشت 1390
توجه!

دسترسی ساده به مطالب آموزشی ما در:
کانال آموزش زبان انگلیسی محاوره ای و Slang‌ امریکایی
https://telegram.me/joinchat/DhnnKz9eK3Y-KYiCRm-cng

با زدن join روزانه مطالب آموزشی بیشتری دریافت کنید
https://telegram.me/Slanguage



1- یادمه تو فروم یکی از سایتا یکی نوشته بود:" this website is kind of shady "

و بعد یه نفر دیگه اومده یه همچین چیزی نوشته بود: این سایت کجا رنگش تیره اس؟ مشکل از مانیتور خودته!

واژه ی shady تو گفتگوهای روزمره یه معنی رایج داره: "مشکوک" ، " suspicious "

و معنی عمومی shady هم همون "تیره و تاریک" ، "سایه دار" ـه.

پس اون شخص منظورش این بوده که این سایت به نظر کمی مشکوک میاد نه اینکه این سایت رنگش تیره اس!

 

 

2- have had it up to here with sth/sb : این اصطلاح در واقع از ترکیب دو اصطلاح دیگه درست شده. یعنی از ترکیب have had it + be up to here

Have had it: این اصطلاح تو گفتگوهای روزمره و خودمونی بکار میره معانی مختلفی و بسیار جالبی داره:

1-  از دست کسی یا چیزی ذله شدن

مثال: I’ve had it with you two. Be quiet

" از دست شما دوتا ذله شدم. اروم باشین"

 

2- وقتی استفاده می کنیم که بگیم چیزی خیلی درب و داغونه

مثال: it looks like his car’s had it

"به نظر ماشینت خیلی درب و داغونه"

 

3- میشه وقتی استفاده کرد که بگیم خیلی خسته هستیم

مثال: I’ve had it! I’m going to bed

"خیلی خسته ام. میرم بخوابم"

 

4- وقتی استفاده می کنیم که بگیم اگه فلان کار رو بکنه عاقبت بدی در انتظارشه که با اصطلاح be done for مترادفه.

مثال: if you hit the wrong button, you’ve had it

" اگه دکمه رو اشتباهی فشار بدی (hit the bottom = دکمه رو فشار دادن/زدن) ، کارت تمومه!"

 

مثال: if I get caught we’re done for

 " اگه دستگیر میشدیم کارمون ساخته بود"

 

مثال: when he pointed the gun at me , I’m like, I’ve had it!

" وقتی که اسلحه رو به طرف من نشونه رفت گفتم : من کارم ساخته اس!"

یاداوری: اگه یادتون باشه گفته بودیم که یکی از کاربرد های like اینه که بخوایم خرفی رو از کسی نقل قول کنیم.

 

خب این همه ی اون چیزی بود که باید در مورد have had it می دونستین.

اما در مورد be up to here:

I’m up to here یعنی به اینجام رسیده (دست طرف گلو می بریم و میگین).

خب حالا تصور کنین که از ترکیب دو اصطلاح have had it یعنی "ذله شدن" و be up to here یعنی "به اینجام رسیده" ، چه اصطلاح جالبی از اب در میاد!

I’ve had it up to here with your lies

" از دست دروغای تو طاقتم دیگه طاق شده!"

stay tuned for more awesome stuff

talk soon

hamed



ارسال توسط حامد
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 20 اردیبهشت 1390
توجه!

دسترسی ساده به مطالب آموزشی ما در:
کانال آموزش زبان انگلیسی محاوره ای و Slang‌ امریکایی
https://telegram.me/joinchat/DhnnKz9eK3Y-KYiCRm-cng

با زدن join روزانه مطالب آموزشی بیشتری دریافت کنید
https://telegram.me/Slanguage



1- اصطلاح get into sth معانی مختلف زیادی چه مستقیم و چه غیر مستقیم داره اما سه تا از معانی اون تو گفتگوهای روزمره بیشتر شنیده میشن:

- get into sth یا be into sth: نزدیک ترین معادل فارسی برای این اصطلاح اینه: "اهل چیزی بودن" ، "پایه ی چیزی بودن" اما اگه بخوام دقیق تر معنیش کنم باید بگم که یعنی "به چیزی علاقمند بودن یا به چیزی تمایل یا گرایش داشتن"

مثال: I ain't into smoke

" اهل دود و دم نیستم"

 

مثال:

A: We're gonna go along to the party tonight. Are you down with that?

B: sorry. I ain't that into party or stuff. I'm gonna stay in and watch TV

A: ما خیال داریم امشب بریم پارتی. پایه ای؟

B: شرمنده. من اونقدار اهل مهمونی و این چیزا نیستم. خیال دارم بمونم خونه و تلوزیون تماشا کنم.

نکته 1: در مورد up for sth قبلا توضیح دادم. that تو I ain't that into… هم نقش adverb داره.

نکته2: توضیح or stuff تو شماره ی بعدی.

 

مثال: many young Americans are getting into hip hop music

" بیشتر جوونای امریکایی پایه ی اهنگ های هیپ هاپن"

 

 

- معنی دوم get into اینه: "خود را درگیر چیزی کردن"

مثال: are you sure you know what you're getting into

" مطمئنی که میدونی داری خودتو درگیر چه کاری می کنی؟"

 

I didn't know what I was getting into

از عبارت مصطلح I didn't know what I was getting into وقتی استفاده می کنیم مثلا می خوایم کاری یا لطفی برای کسی بکنیم اما نمیدونستیم که این کار خیلی برامون گرون تموم میشه! یا کار خیلی سختیه و با گفتن اون عبارت مصطلح یه جورایی از اون طرف گلایه می کنیم. معنیش هم این میشه: "من چه می دونستم که قرار خودمو درگیر چه کاری کنم" یا "من چه می دونستم که قراره تو چه هچلی بیوفتم"

"مثال: I didn't know what I was getting into when I agreed to give you a hand

"اخه من چه می دونستم قراره چه مصیبتی بکشم وقتی موافقت کردم که بهت کمک کنم"

 

* یه اصطلاح معروف دیگه ای که میشناسم و با این مفهوم get into مترادفه اینه: let in که به صورت let oneself in for sth بکار میره.

Let in: یعنی کاری رو بکنی یا خودتو درگیر چیزی یا کاری بکنی که ممکنه بعدها واست دردسر شه

مثال:

When I accepted to help him, I kept thinking why on earth did I let myself in for it

" وقتی که قبول کردم که بهش کمک کنم مدام تو این فکر بودم که اخه چرا خودمو تو همچین هچلی انداختم"

 

مثال:

When I decide to create the blog I had no idea what I was letting myself in for! (Just kidding!)

 

 

- و سومین معنی get into اینه: put clothes on یعنی لباس پوشیدن که البته مفهوم دقیقش اینه: "لباسی رو به زور پوشیدن(چون دیگه براتون کوچیک شده)

مثال: I can't get into these pants anymore

من دیگه نمیتونم (حتی به زور) این شلوارها رو تنم کنم"

نکته: امریکاییا برای واژه ی "شلوار" بیشتر از pants و بریتانیایی ها بیشتر از trousers استفاده می کنن. البته بریتانیایی ها هم از pants استفاده می کنن اما نه برای شلوار بلکه برای "بیژامه یا شلوار راحتی".

 

 

2- or stuff

Or stuff و یا or something رو من ترجمه می کنم: "یا یه چیزی تو همین مایه ها" و "این جور چیزا"

مثال:here's some money. Get yourself a sandwich or something

" بیا این پولو بگیر. واسه خودت یه ساندویچی چیزی بگیر"

"یه ساندویچی چیزی" یعنی ساندویچ یا هر چیزی دیگه ای که دوست داشتی بگیر که با اوردن or sth دیگه جزئیات رو ذکر نمی کنه.

 

مثال: her name was Judith, or Julie, or something

" اسمش جودیس یا جولی یا یه چیزی تو همین مایه ها بود"

 

 

Stay tuned for more awesome stuff

Talk soon

Hamed



ارسال توسط حامد
مرتبه
تاریخ : شنبه 17 اردیبهشت 1390


توجه!

دسترسی ساده به مطالب آموزشی ما در:
کانال آموزش زبان انگلیسی محاوره ای و Slang‌ امریکایی
https://telegram.me/joinchat/DhnnKz9eK3Y-KYiCRm-cng

با زدن join روزانه مطالب آموزشی بیشتری دریافت کنید
https://telegram.me/Slanguage



این پست رو اختصاص دادم به یه تعداد اصطلاح روز انگلیسی امریکایی که چندان هم نسبت به هم بی ربط نیستن.

 

1- are you kidding me? رو بیشترتون معنیشو می دونین ، یعنی "داری سر به سرم می ذاری؟ (شوخی می کنی؟ - منو مسخره ی خودت کردی؟ و ...)"

A: I'm leavin Iran for good

B: kiddin, right?

A: من دارم واسه همیشه ایران رو ترک می کنم.

B: شوخی می کنی ، مگه نه؟

* حتما for good رو تو فیلما زیاد شنیدین. For good یعنی for ever

 

2- Pull sb's leg هم یعنی کسی رو سر کار گذاشتن ، سر به سر کسی گذاشتن

مثال:

A: you said you would sell me your car at half price

B: no! Iwas just kidding! (or I was pulling your leg)

 

 

3- همین are you kidding me رو میشه به شکل کمی زشت تر و عصبانی تر هم گفت:

کمی عصبانی!: Are you shitting me? (منو اسکل خودت کردی!)

خیلی عصبانی!!: Are you fucking me?

 

 

4- get out of here : این عبارت رو معنی معمولش اینه: از اینجا برو.

اما تو گفتگوهای روزمره معادله با are you kidding me?!

در واقع وقتی استفاده می کنیم که حس کنیم کسی داره با حرفاش سر کارمون میذاره یا وقتی استفاده میشه کسی یه حرف خیلی تعجب بر انگیزی میگه

مثال:

A: guess what? I'm getting married next week

B: get out of here!

A: حدس بزن چی شده؟ هفته ی بعد قراره ازدواج کنم

B: نه بابا! (داری شوخی می کنی!)

 

 

5- put on : کسی رو سر کار گذاشتن

Are you putting me on = are you kidding me

مثال: alice is moving to Alaska? Are you putting me on?

" الیس داره اثاث کشی میکنه الاسکا؟ داری سر به سرم میذاری؟

 

 

6- give me a break : هم باز یعنی are you kidding me?

یعنی وقتی استفاده می کنیم که حس کنیم که کسی ما رو بچه فرض کرده!

مثال:

 A: I think he's really sorry for what he did

B: gimme a break

A: من فکر می کنم اون واقعا بابت کاری که کرده شرمنده اس

B: اره جون خودت!

 

مثال:

A: have you heard Alice and Jim are getting married

B: Alice?! With Jim?!! Give me a break

A: شنیدی که جیم و الیس دارن باهم ازدواج می کنن

B: الیس؟! با جیم؟! شوخی می کنی!               

 

نکته : مثال زیر رو بخونین:

A: I don't think john can handle this job

B: come on! He's a newbie. Give him a break

خب تو این مثال give a break دیگه به معنی شوخی نکن ، جدی باش و این حرفا نیست. وقتی میگیم give him a break یعنی بهش مهلت ، سخت نگیر ، فرصت بیشتری بده.

A: گمون نکنم جان بتونه از پس این کار بر بیاد

B: بی خیال! اون تازه کاره. بهش فرصت بده

نکته: واژه ی newbie از واژه های جدید محسوب میشه و من با دو تا کاربردش تا به حال مواجه شدم:

1- ادم تازه کار (کم تجربه)         2- به کسی اطلاق میشه که تازه به یه گروهی ، جمعی ، ... ملحق شده.

 

 

7- Come on: یه معنی رایج این اصلاح رو می دونین یعنی "بالا" ، "زود باش"

اما تو گفتگوهای روزمره معنی دیگه اش اینه: بی خیال!

دقت کنین که موقع تلفظ باید حرف o (فقط حرف o تو on رو) رو کمی بکشین. یعنی come ooon!

مثال:

Come on! You know what I mean

" بیخیال! تو میدونی که منظورم چیه"

 

مثال:

Come on! Don't lie to me

"بیخیال! به من دروغ نگو"

 

8- get the f*ck out : برو بابا ، دست بردار ، I don't believe

 

Stay tuned for more awesome stuff

Talk soon

Hamed



ارسال توسط حامد
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390
توجه!

دسترسی ساده به مطالب آموزشی ما در:
کانال آموزش زبان انگلیسی محاوره ای و Slang‌ امریکایی
https://telegram.me/joinchat/DhnnKz9eK3Y-KYiCRm-cng

با زدن join روزانه مطالب آموزشی بیشتری دریافت کنید
https://telegram.me/Slanguage



1- get the hang of sth یعنی اینکه بدونی چطور کاری رو انجام بدی یا اینکه بدونی چطور از چیزی استفاده کنی که اصطلاحا تو فارسی گفته میشه: "قلق کاری/چیزی رو پیدا کردن"

مثال: I can't to get the hang of this game

" به نظر نمیتونم قلق این بازی رو پیدا کنم"

 

مثال: it seems difficult at first, but you'll soon get the hang of it

"شاید اولش به نظر مشکل بیاد اما خیلی زود قلقشو پیدا می کنی"

 

 

2- تو فارسی وقتی می خوایم بگیم که کسی تو انجام دادن کاری ماهره و به انجام دادن اون کار علاقمنده ، اصطلاحاً میگیم "اون کار خوراکشه"

تو انگلیسی هم برای اینکه بگین " انجام دادن فلان کار خوراکمه" یا به عبارت دیگه "راست کار خودمه" یا "کاری برای کسی مناسب بودن" می تونین از right up to sb's alley یا right down to sb's alley استفاده کنین.

نکته:

1اصولا اون دسته از اصطلاحاتی که هم با down ساخته میشن و هم با up ، مثل همین right up/down sb's alley ، اونایی که با down بکار میرن تو گفتگوهای slang و خیلی خودمونی استفاده میشن اما اون اصطلاحاتی که با up بکار میرن ، تو گفتگوهای روزمره بیشتر استفاده دارن.

2- استفاده از right هم اختیاریه که تو گفتگوهای روزمره بیشتر right رو بکار نمی برن.

مثال:  fixing TV or stuff is down to Jim's alley

" تعمیر تلوزیون و اینجور چیزا خوراکه جیمه"

 

مثال:  Harry knows a lot about computers and software or something. This job is right up his alley

" هری در مورد کامپیوتر و نرم افزار و این جور چیزا اطلاعات زیادی داره. این جور کارا خوراکشه.



ارسال توسط حامد
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic